سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

دولت جمشید و اسکندر به ایشان داد چرخ

آفتاب دولت جمشید و اسکندر تویی

ساقی! بر من قصهٔ جمشید چه خوانی

جمشید منم تا به کفم جام گرفتم

ملک جمشید را افسر طلب کرد

حکایتهای شادی شه در آورد

دو عالم ذره است و مهر خورشید

دلست انگشتری و عشق جمشید

ملک جمشید را گفت: «این چه حالست

که خورشید نشاطت در وبالست؟

ملک جمشید جان انداخت در سرو

همانی آشیانی ساخت بر سر

چو خلوتخانه خالی شد ز جمشید

به ماهی منکسف شد چشم خورشید

باد نقد بی غش کامل عیار خسروی

سکه دار از نام جمشید زمان جمشیدخان

ملک گفتا مباد ای صبح اصحاب

کزین معنی شود خورشید در تاب!

تو چون روز از چه کردی راز پیدا

دریدی پرده همچون صبح شیدا

تعداد ابیات منتشر شده : 508050