سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

ای خوش آن عاشق که عشق خویش بشناسد ز یار

وصل و هجر آنجا نگنجد یار کو اغیار کو

خموش فیض که بر یار حال پنهان نیست

بیار قصه هجران یار را چه نویسم

چه گویم شرح جور یار و درد خویش با مردم

که بی تسکین مرا گویند " با تو یار خواهد شد

حال جمشید و حال افریدون

حال ضحاک کافر ملعون

آن یار چو دید حال او را

در عشق و وفا کمال او را

یار آنست که او با تو بود در همه حال

گوید ار غیر منم یار دروغ است دروغ

کیست که او خبر کند یار مرا ز حال من

تا به دعا مدد دهد یارِ ستم رسیده را

اندرین کار یار باید، یار

چونکه بی یار بر نیاید کار

سالها یار،یار، می گفتم

خود به تحقیق یار خود بودم

یار کز جور یار بگریزد

باشد آن یار هیچ و یاری هیچ

تعداد ابیات منتشر شده : 510165