سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

تا به هر شهری بنگزاید مرا هیچ آب و خاک

خاک شروان بلکه آب خیروان آورده ام

مسجد تو شد همه جا سنگ و خاک

خاک شد از بهر تو چون آب پاک

زاده خاک دگر خاک شدی

خاک چون گرد بر افلاک شدی

بسپرد به خاک و نامدش باک

کاسایش خاک هست در خاک

همان به کاندرین خاک خطرناک

ز جور خاک بنشینیم بر خاک

زمین از پای اسپان خاک میریخت

هوا چون خاک بیزان خاک میبیخت

بر خاک، همان ز خاک افتاده ترست

هرچند ز خاک، نقش پا برخیزد

بخورد خاک درت روی خاک خورده من

چرا به غور رخ خاک خورد من نرسی

بسا در که گم شد درین خاک پست

که از خاک جز خاک نامد بدست

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

تعداد ابیات منتشر شده : 509595