سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نبودی در رگش خون از نزاری

ولیکن جوی خون راندی بزاری

چندان ز مژه سرشک خون ریخت

کاندام زمین به خون برآمیخت

درجی دارم به خون نوشته

بیرون و درون به خون سرشته

از هر مژه سیل خون فشاندی

وز چشم زمانه خون چکاندی

بیچاره پدر ز دیده خون ریخت

خاک قدمش به خون برآمیخت

خون دل خودخوری آسان تراست

تا خود خون دل مردم خوری

مبادا خسروان در خون ستیزند

که خون صد جگر گوشه بریزند

گفتم از جورت بریزم خون خویش

گفت خون خویشتن در گردنت

اگر خون ریزمش بر رسم شاهان

مبارک نیست خون بی گناهان

این سرخ گلی که خون فشانست

سرخیش ز خون سر کشانست

تعداد ابیات منتشر شده : 510165