سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

تو به دست دگران دامن خود دادی و من

دامن از جمله بتان بهر تو چیدم به عبث

می رود در خون هر سرگشته ای دامن کشان

پس به آب چشم من دامن نمازی می کند

خون چندین بی گنه در بند دامن گیر تست

وای اگر آن مست من دامن کشان بیرون رود

لاغ مکن که خسروا، دامن خود ز من مکش

چون که ز دست من بشد دامن اختیار من

دست ما و دامن او آب چشم و خاک راه

گرچه سرو قامت او دامن از ما می کشد

تا بدیدم دامن پر خونش چشم من ز اشگ

بر گریبان دارم آنچ آن ماه را بر دامن است

ای که باز از کین ما دامن فراهم چیده ای

دست ما و دامن مهر تو کین هم بگذرد

گر کنی قصد دلم دست من و دامن تو

ور کند ترک تو دل دست من و دامن دل

دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشد

دامن به چند جا از سر خار در کشم

دامن افشان، ای گل خندان، چمان شو در چمن

تا بر افشاند چو گل دامن بهار از رنگ و بوی

تعداد ابیات منتشر شده : 509610