سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چشمی دارم همه پر از صورت دوست

با دیده مرا خوشست تا دوست دروست

عاشق بسان مرده بود،جان اوست دوست

چون دوست دست داد بجانش چه حاجتست

روی نیاز ما و در بی نیاز دوست

چشم امید ما و نثار غبار دوست

خواهی که کنی دست بکش در کمر دوست

ای دوست بکش دست تعلُّق ز علایق

خوشم این بی که موته دوست دیرم

هر آن ته دوست داره حالش این بی

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

جز در پناه وصل و دل استوار دوست

کس عافیت گمان نبرد در دیار دوست

رخت تا در نظر می آرم ای دوست

خودم را زنده می پندارم ای دوست

بهر رضای دوست ز دشمن جفا کشند

چون دوست نیست بهر رضای که می کشم

گرد سرای دوست طوافی کن و ببین

آن بار و بارنامه و آن احتشام دوست

تعداد ابیات منتشر شده : 76922