سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چون سیم و زرم بر آتش تیز گداخت

وان سیم و زری که بود بر خاک فشاند

دیده شور چو شبنم ز هوا می بارد

تا درین باغ چو گل مشت زری هست مرا

لیک در جمله تو از دولت نیکو شعری

چون شهان سوی زری من چو خران سوی شعیر

مایهٔ عمر جو به جو با تو دو نیمه می کنم

جوجوم از چه می کنی چیست بهانه بی زری

هر زری کز سکه اقبال او شد سرخ رو

چون زر خورشید، حکمش بر جهان گردید روان

ز راه تجربه، گر هفته ای سکوت کنی

نه خواجه ماند و بانو، نه شکر و انبان

خسرو این سکه گفتار که در مدح تو زد

غرض اخلاص تو بودست نه سیم و نه زری

به سایل داد هر دری که یم در سینه مکنونش

به زایر ریخت هر زری که کان درکیسه مکنوزش

گردان بر هر نوبری گل سارغ از مل ساغری

وان مل محک هر زری با گل محاکا داشته

جز گونه های زرد و لبان سپید رنگ

دیگر به شهر و دهکده سیم و زری نماند

تعداد ابیات منتشر شده : 510165