سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نگاه کن که بدین یک سفر که کرد، چه کرد

خدایگان جهان شهریار شیر شکر

می رود دل به ره دیده و تا چون باشد

سفر دیده، مبارک سفر دریایی است

گفتم زمان خرقه تهی کردنست ، خیز

رخت سفر ببند که وقت سفر رسید

گفتم که مرا توشه ده از دو لب نوشین

کاهنگ سفر کردم و وقت سفر آمد

ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش

بشکن شبهٔ شهوت و غواص درر باش

حالی سفر کردن چرا رنج سفر بردن چرا

جان و دل آزردن چرا از بهر مشتی سیم و زر

او سفر ها دیده و من نو سفر

در دو چشمم ناصبور آمد نظر

گرت باید به فر سروری دست

سفر کن زانکه این فر در سفر هست

همیشه تا که بود رفتن جهانداران

گه از حضر به سفر گاهی از سفر بحضر

ز سعد چون همه وقتی تو را مساعدت است

تو را سفر ز حضر بِه بود حضر ز سفر

تعداد ابیات منتشر شده : 510165