سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

تا غسل سفر کنم بدان آب

در مهد سفر خوشم برد خواب

سفر کردی ز دریا سوی عنصر

سفر ناکرده گوهر کی شود در

بر فلک بی عروج نتوان رفت

به سفر بی خروج نتوان رفت

سفر مربی مردست و آستانهٔ جاه

سفر خزانهٔ مالست و اوستاد هنر

از سفر بیدق شود فرزین راد

وز سفر یابید یوسف صد مراد

اهل سفر را همه بروی گذر

همره اوساکن و او در سفر

ضرورت است مرا رفتن از حضر به سفر

ضرورت سفر دوستان نشان وفاست

چو مادر مر مرا رح زی سفر دید

کلاب افشاند از آن دو تازه عبهر

کاری که به ده سفر نکردی کس

آسان آسان به یک سفر کرده

سفر از دوست جدا کرد مرا

گم شود از دو جهان نام سفر

تعداد ابیات منتشر شده : 510165