سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

شاه ز انصاف او چو گل بشکفت

رفت چون غنچه در تبسم و گفت

ز تخت سلطنت شد عالم افروز

چو از بیت الشرف خورشید تابان

بهر شاه از مژه گهر سفتی

قصرش از دور دیدی و گفتی

سایبانی کشیده بر خرگاه

شاه بنشسته اندر آن چون ماه

شاه چون چشم خود ز خواب گشود

وز سپاه آنچه دیده بود شنود

شاه بر جست و نی گرفت به دست

نعره ای چند زد، بلند، نه پست

او درین حال و شاه بر لب بام

با رخ همچو ماه کرده قیام

دور کن حینای این شاهد ز دست

شاه باید بود یا شاهد پرست

از سر قصر شاه دور افتاد

اندک اندک ز راه دور افتاد

شاه ترک دیار خویش گرفت

با عدو راه جنگ پیش گرفت

تعداد ابیات منتشر شده : 510165