سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

جان شیرین رسید بر لب من

صد شب دیگران و یک شب من

شب بی تو مرا به ناله و سوز گذشت

روزم چو شب ای شمع شب افروز گذشت

شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بود

شب که از عمر شمردیم شب دوشین بود

رازیست مرا با شب و رازیست عجب

شب داند و من دانم، من دانم و شب

خه خه ز شب کوته و شب خفتن تو

وه وه ز شب دراز و بیداری من

شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب

من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست

ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز

وی شب شب وصل است دژم باش و دراز

شب زنده دار باش که شب روز روشن است

در چشم باز، دیده شب زنده دار را

آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود

زیرا که نه شب بود که تاریخ بقا بود

چو فرّخ زاد با شب همقبا شد

نه شب از وی نه وی از شب جدا شد

تعداد ابیات منتشر شده : 505890