سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گفتم ای از رخ تو گشته شب من شب قدر

روی به زلفین تو آورده شب قدر پناه

ای روی تو و زلف تو روز اندر شب

از روز و شب تو روز و شب کرده طرب

هر شب من و کنج غمت، گویند خلقی با توام

آخر ز صد شب راست کن یک شب گمان مردمان

از روی تو و زلف تو روز آمد و شب

ای روز و شب تو روز و شب کرده عجب

شب ز اندیشه که فردا چه خورم

گردد او چون تار مو لاغر ز غم

باز شب اندر تب افتد از فزع

تا شود لاغر ز خوف منتجع

جمله صحرا را چرد او تا به شب

تا شود زفت و عظیم و منتجب

باز چون شب می شود آن گاو زفت

می شود لاغر که آوه رزق رفت

اندر افتد گاو با جوع البقر

تا به شب آن را چرد او سر به سر

آه دل ما از آن غبار آلود است

کاین قافله ازدیار شب می آید

تعداد ابیات منتشر شده : 500569