سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

جامی و شراب و جسم و جانی

این جام پر از شراب دریاب

شراب لعلی ایچون توکمه آبرو زنهار

که دمبدم لب لعلین ویرور شراب سنه

جز از اینسان حلال نیست شراب

هر که نوشد جز این شراب حرام

شاه بر لب نهاد جام شراب

آن گدا بی شراب مست و خراب

خوردم شراب عشقش یک ساغر و هنوز

اندر سر منست خمار شراب او

از عشق چنان بماند در دام شراب

کز محبره فرمود کنون جام شراب

خوردم بسی شراب وصالش، کنون مرا

حاصل از آن شراب سر پر خمار ماند

گر اندکی به شراب و سماع میلم بود

سماع باز ستاند و شراب بازگرفت

توئی حکیم وکلامت شراب معرفت است

حکیم و سفسطه اش نیست جز شراب حمیم

مهمان رسیده باده ندارم ز مکرمت

با چون خودی نمای مرا یا شراب ده



تعداد ابیات منتشر شده : 415004