سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

در ازلم شراب داد جام الست ناب داد

باز کشم از آن شراب مستی کهنه نو کنم

اگر عزیز کنی شان به شیشه ای دو شراب

حریف و بندهٔ تو تا شراب گای شوند

ور قوت از طعام و شراب است خلق را

شکر و ثنای توست شراب و طعام او

مده از دست در پیری شراب ارغوانی را

شراب کهنه از دل می برد یاد جوانی را

در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب

می کند هر قطره باران کار صد دریا شراب

زیرکان را درین سرای خراب

هیچ غمخواره ای مدان چو شراب

هر که را همت آن بود که مدام

رودش در درون شراب و طعام

گه اسب تاز و گاه نشاط شراب کن

گه گوی باز و گاه به کف بر شراب گیر

گو » الله « گر شراب و بنگ خوردی توبه کن

یاد ماکن چون دهانت پر شراب و بنگ نیست

قوم از شراب مست و ز منظور بی نصیب

من مست از او چنان که نخواهم شراب را

تعداد ابیات منتشر شده : 510165