سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

آب شش پیر آمد از سوی امیر ملک جم

از قبای پیکر خود شه فزودش اعتبار

این قبا گویی بود تشریف عمر جاودان

کز پی آب بقا بگرفت خضر ازکردگار

عقل گفتا اختیار و جبر یکسو نه که هست

کمترین سرباز شه سالار چرخ و روزگار

گه شهش بخشد لباس از جسم جان بخشای خویش

گه نشان گوهرآگین گاه تیغ شاهوار

آن ز بهر پود زلف خویشتن دادش به دست

وین برای تار جعد خود نهادش در کنار

فضل شاه و التفات خواجه از وی نگسلد

چون زگیتی پرتو خورشد و مه لیل و نهار

این قبا گویی سپهر چارمین بودست از آنک

بوده در وی آفتاب عالم آرا را قرار

پای تا سر آفرینش را همی ماند ملک

وین قبا بودست ملک آفرینش را حصار

مرد نساجی که دیبای قبای شاه بافت

حور و غلمان هر دو از جنت دویدند آشکار

چشم یک تن روشنی جست ار به بوی پیرهن

چشم خلقی گشت روشن زین قبای شهریار

تعداد ابیات منتشر شده : 510165