سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چو شیرین دید روی مهربانان

به چربی گفت با شیرین زبانان

سخن را با سخن گفت و شنود است

نمود بود و بود بی نمود است

نه بس شیرین شد این تلخ دو تا پشت

چه شیرین کز ترش روئی مرا کشت

چنین در دفتر آورد آن سخن سنج

که برد از اوستادی در سخن رنج

سخن تا چند گوئی از سر دست

همانا هم تو مستی هم سخن مست

به شیرین گفتمش از دیده خون رفت

که تا شیرین کنان جانش برون رفت

اگر حلوای تر شد نام شیرین

نخواهد شد فرود از کام شیرین

اگر چه کوهکن از جام شیرین

ندید از تلخکامی کام شیرین

که این شب چون به روز آید ز شیرین

به هجران وصل بگراید ز شیرین

بخار تلخ شیرین بود گستاخ

چو شیرین شد رطب خار است بر شاخ

تعداد ابیات منتشر شده : 501469