سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

لب او با کنیزان در حکایت

دل او زان حکایت در شکایت

او حملناهم بود فی البر و بس

آنک محمولست در بحر اوست کس

چون تحری در دل شب قبله را

قبله نی و آن نماز او روا

نبود در سر او جز هوای آل رسول

نبود در دل او جز محبت اینان

آرزوی اهل دل در مشت او

قفل دل ها را کلید انگشت او

وانک جز این دوست او خود مرده ایست

او برین در نیست نقش پرده ایست

سالوسیان دل را در کوی او مصلا

هاروتیان دین را در زلف او سقرگه

پس مقلد نیز مانند کرست

اندر آن شادی که او را در سرست

بروزی رسند از در او خلایق

در او در آسمانست گویی

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

تعداد ابیات منتشر شده : 505785