سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

ز گوشه ای غم تو گفت: می خورم غم کارت

ز جانبی ستمت گفت: غم مخور که در آنم

گفت مخور غم بیا باده خور از بهر آنک

غم نخورد هر که را هست چو من غم گسار

تا بکی غم خورم که غم نخورم

در غم غم نمی توانم بود

غم دین زداید غم دنیی از تو

که بهتر ز غم غم زدائی نیابی

هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا

بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند

سخن درد و غم آرد ، درد و غم به

مرا این ناله های دمبدم به

چو غم دادی به غم خواران، نیابد کرد تقصیری

که در غم، عاشقان را غم گساری نیست غیر از تو

به تیغ بید واسپر غم ، غم از دل کن کنون بیرون

که تیغ بید واسپر غم چو دیدانداخت ، اسپر ، غم

بیا تا اشگ غم بر وی فشانیم

که تاریخ وفاتش « اشک غم » شد

گویی علامت بشر اندر جهان ، غم است

آن کس که غم نداشت نه فرزند آدم است

تعداد ابیات منتشر شده : 510165