سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

کنیز از کار خسرو ماند مدهوش

که شیرین آمدش خسرو در آغوش

حقیقت دان مجازی نیست این کار

بکارآیم که بازی نیست این کار

ملک چون بر بساط کار بنشست

درستی چند را بر کار بشکست

بگفت از دل جدا کن عشق شیرین

بگفتا چون زیم بی جان شیرین

چو شاپور آمد اندر چاره کار

دلم را پاره کرد آن پاره کار

این عمارتهای شیرین ترا معمار کیست

جان فدای طبعش این معمار شیرین کار کیست

همچو خسرو که بجان در طلب شیرین بود

لب شیرین ترا هست طلب کار شکر

شنیدم نام او شیرین از آن بود

که در گفتن عجب شیرین زبان بود

به شکر عشق شیرین خوار می کرد

شکر شیرینیی بر کار می کرد

چنان در کار آن دلدار دل بست

که از تیمار کار خویشتن رست

تعداد ابیات منتشر شده : 510165