سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گرت سر گردد از صفرای شیرین

ز سر بیرون مکن سودای شیرین

نباید کز سر شیرین زبانی

خورد حلوای شیرین را یگانی

چو شمع از پای ننشینم بدین کار

که چون من هست شیرین جوی بسیار

چو مهمانی به نزهتگاه شیرین

مرا پیوسته تلخ تست شیرین

چو خسرو نامه شیرین فرو خواند

از آن شیرین سخن عاجز فرو ماند

اجازت داد شیرین باز لب را

که در گفت آورد شیرین رطب را

اگر چه وصل شیرین بی نمک نیست

وزو شیرین تری زیر فلک نیست

چو شیرین دید روی مهربانان

به چربی گفت با شیرین زبانان

ز تو گر کار من بد گشت بگذار

خدائی هست کو نیکو کند کار

نه بس شیرین شد این تلخ دو تا پشت

چه شیرین کز ترش روئی مرا کشت



تعداد ابیات منتشر شده : 415019