سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

شهری همه ز آهنین دل تو

قفلی زده بر دهان نهاده

مهین دختر نعش چون صولجانی

کهن دختر نعش مانند قفلی

و ز «فر من الخلق» بر آن خانه زدیم

قفلی که نساخت قفلگر مفتاحش

به جوی زر نیازمندی چند

هفت قفلی و چاربندی چند

یانی مگر که خازن سلطان نیکوئی

قفلی زمردین زده بر درج گوهرش

بر دکان قفل گر خواهم گذشت

قفلی از بهر دهان خواهم گزید

زلیخا بر درش قفلی دگر زد

دگر سان قصه اش از سینه سر زد

از قبض و بسط حیرت آیینه ام مپرس

قفلی زدم به خانه که نازکلیدکرد

بدان سی و دو دانه لولو تر

که دارد قفلی از یاقوت بر در

بر آن صندوق زد قفلی ز پولاد

چراغ ایمن نمود، از فتنهٔ باد

تعداد ابیات منتشر شده : 486338