سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

مهین دختر نعش چون صولجانی

کهن دختر نعش مانند قفلی

شهری همه ز آهنین دل تو

قفلی زده بر دهان نهاده

و ز «فر من الخلق» بر آن خانه زدیم

قفلی که نساخت قفلگر مفتاحش

یانی مگر که خازن سلطان نیکوئی

قفلی زمردین زده بر درج گوهرش

بر دکان قفل گر خواهم گذشت

قفلی از بهر دهان خواهم گزید

زلیخا بر درش قفلی دگر زد

دگر سان قصه اش از سینه سر زد

بدان سی و دو دانه لولو تر

که دارد قفلی از یاقوت بر در

بر آن صندوق زد قفلی ز پولاد

چراغ ایمن نمود، از فتنهٔ باد

درو در بسته صندوقی ز مرمر

بر آن صندوق سنگین قفلی از زر

هیچ قفلی نیست نگشاید به آه نیمشب

مانده ای در عقده دل اینقدر حیران چرا



تعداد ابیات منتشر شده : 373712