سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

که بلغزد کوه از چشم بدان

یزلقونک از نبی بر خوان بدان

گر بدی غیر تو در دم لا شدی

صید چشم و سخرهٔ افنا شدی

ندارم غایبت از چشم خود من

ز بیم چشم بد یک چشم زد من

چشم خود بر بند زان خوش چشم تو

عاریت کن چشم از عشاق او

هر آن صورت که خود را چشم زد یافت

ز چشم نیک دیدن چشم بد یافت

در چشم من ز بس که شد آهخته تیغبا

گویی یکیست چشم من و چشم آفتاب

چون بینی هر دو مرغ را گل در لب

بنشین لب جوی و لب دلجوی طلب

بلب رسید مرا جان و جان بر لب را

یکی بود لب شمشیر با لب جانان

تا بیامد آیت و آگاه کرد

کان ز چشم بد رسیدت وز نبرد

چشم همه را نظر بسوی تو بود

از چشم تو چشمه هاست در چشم همه

تعداد ابیات منتشر شده : 510165