سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

با لب تو جان شکار زلف تست

با رخ تو کار کار زلف تست

تا باز گشادند سر زلف ز رخسار

از روی جهان زلف شب تار گشادند

به استمداد چشم و زلف و رخسار

به یکدم کار فایز ساختی تو

گردید ز دندان تو دندانه لب جام

یک بار لب خود ز ندامت نگزیدی

نیست با گفتار لب، کیفیت گفتار چشم

خوشترست از لعل گویا، چشم گویایی مرا

دست شومش بر آن لب و دندان

زد قضیب از نشاط و لب خندان

خالیست به رخسار تو چون مردمک چشم

روشن کن چشم همه در عین سیاهی

مهر بر لب زن که در خون غوطه (ور هرگز نساخت)

زخم دندان پشیمانی لب خاموش را

چو بر دندان ما کردی حلالش

چه دندان مزد شد با زلف و خالش

چشم ازان غمزه و رخسار بنتوانم دوخت

اگرم غمزه و چشم تو بدوزند به تیر

تعداد ابیات منتشر شده : 507645