سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نقد که گم کرده ایم از چه از آن فارغیم؟

خواجه که نقد آن اوست از سر تاوان نرفت

بعد از آن گر دوست دارد خویش را

دوستی خور بود آن ای فتا

من آن چرخم، که از جانست مهرم در میان دل

من آن صبحم، که از اشکست پروین در کنار من

بگفتا صنعت آن صانعم من

که از بحرش به رشحی قانعم من

از این صحرا به آن صحرا دواندی

از این پشته به آن پشته جهاندی

جاهل از آن در ستیز عاقل از آن صلح خیز

انده از آن در گریز شادی از آن برقرار

این همی گفت که : رنگ من از آن روی بده

و آن همی گفت که : بوی من از آن زلف بیار

آن پناهم من که مخلصهات بوذ

تو اعوذ آری و من خود آن اعوذ

آن پر از جوهر قرآن مشتش

زان نیالوده به آن انگشتش

نه در طبع اهل خرد رد چو من

یکی لقمه از وی به از صد چو من

تعداد ابیات منتشر شده : 510165