سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نگردد مانع جولان اشکم پنجهٔ مژگان

پر ماهی نگیرد دامن امواج دریا را

شب هجران بجای اشک چشمم

ز مژگان پاره های آتش آیو

مرا دانی که بی تو حال چونست

به هر مژگان هزاران قطره خونست

ز سودای دل نامه ای زد رقم

سیاهی ز دل ساخت مژگان قلم

ز مژگان خدنگت خورده ام تیر

که هر دم سوج دل زان بیشتر بی

همین کان سر نامه را باز کرد

ز مژگان گهر باری آغاز کرد

چو سطری نوشتی به خون جگر

صنم هم به مژگان خوناب تر

به شب ناله ام بر ثریا رسد

ز مژگان سرشکم به دریا رسد

نیش مژگان چنان زدی به دلم

که سر نیش در جگر بشکست

چون خدنگ چشم جادو می نهادی در کمان

ناوک مژگان یکایک برنشان می آمدت

تعداد ابیات منتشر شده : 59270