سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

میرشد محتاج گرمابه سحر

بانگ زد سنقر هلا بردار سر

سحر تو اگر چه ز سحر سست شود سحر

خندید چو صبح آمد بر نور سحر بر

سحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر

بسان مرغ سحر از طرب گشودم پر

پسر محتاج ای من شده محتاج به تو

از پی آنکه همه خلق به تو محتاجست

گر زر سحر گفت تو دین را نبودی پرورش

دایگی این سحر کی کردی به تاثیر سحر

شهریارا ، بابل و خوارزم جای سحر شد

سحر این عین رشاد و سحر آن عین ضلال

رفت روزی به سون گرمابه

ماند تنها درون گرمابه

سحر در شاخسار بوستانی

چه خوش میگفت مرغ نغمه خوانی

ای مسلم ترا سحر خیزی

هر سحر چون زخواب برخیزی

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

تعداد ابیات منتشر شده : 510165