سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

کنندش دعای سحر هر شبی

که عدلش شب فتنه را شد سحر

چو باید شد بدان گلگونه محتاج

که گردد بر در گرمابه تاراج

شعر تو سحر هست لیک ترا

بخت تو هست همچو وقت سحر

سحر وقت اسفار و رحلت بود

از آن در سحر مرغ نالان شود

تا تو شام و سحر داری از موی و روی

شام هجران خواجو ندارد سحر

مرغ سحر شناعت از آن زد چو مصریان

کان صاع دید ببار سحر درش

سحر می گفت بلبل باغبان را

درین گل جز نهال غم نگیرد

بودیم در غم سحر و شام مدتی

واکنون ز شام یاد نیاریم وز سحر

پسر محتاج آورد بدین قافیه ام

حمل انصافش هم بر پسر محتاجست

بسم حکایت دل هست با نسیم سحر

ولی به بخت من امشب سحر نمی آید



تعداد ابیات منتشر شده : 292199