سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

آنک می گفت این بعیدست و عجیب

اشک می راند و همی گفت ای قریب

بر همه درس توکل می کنی

در هوا تو پشه را رگ می زنی

من اگر می می خورم تو چیز دیگر می خوری

ور من افیون می کشم تو چیز دیگر می کشی

تو به صد تلطیف پندش می دهی

او ز پندت می کند پهلو تهی

گفت ای دل گرچه خود تن می زنی

راز می دانی و نازی می کنی

بخود مشغول می گردم که از خود یار می جویم

گهی در دل گهی درسینه افگار می جویم

من چه می بستم خیال و آن چه بود

درک سستم سست نقشی می نمود

غذا می فرستد دوا می فرستد

عسل می فرستد مثل می فرستد

هرچه می گویند می گوئیم ما

آنچه می جویند می جوئیم ما

روزگارم به حصر می می خورد

تو تیاهای حصر می می کرد

تعداد ابیات منتشر شده : 510165