سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

زبان چو برگ گلم باز عنبر آگین است

زبان ز بوی خوشم گشته نافهٔ تاتار

زبان برید قلم راز من هویدا کرد

سرش بریده که در من کشد زبان سیاه

اگر روان و زبان مدح تو نگفتندی

نه با روان خردستی ، نه با زبان گفتار

تا به وصف تیغ بیدادت زبان پیدکند

غیر موج خون زبان نبود دهان زخم را

پیداست راز سینهٔ ما بیدل از زبان

یک پارهٔ دل است زبان در دهان ما

چنین که باز گرفتی زبان ز پرسش من

زبان خامه ازین دل شکسته باز مگیر

زبان و چشم برآرد همی کنون ز حسد

شکوفه هاش همه چشم و برگهاش زبان

زبان تیغش چون آید از نیام برون

ز بیم تیغ زبان در نیام باید کرد

وان که دهد کام و زبان را بیان

هست چه محتاج به کام و زبان

دریغ کاتش و آبست بی زبان، ورنی

همه ثنای تو گفتی زبان آتش و آب

تعداد ابیات منتشر شده : 508665