سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

و آنگه که چو نرگس تو خوابم ببرد

آشفته تر از زلف تو خوابی بینم

عنایت تو چو شمس و ولی تو چو گهر

سیاست تو چو ماه و عدوی تو چو قصب

تو همچو در و چو دریا بجاه تو مجلس

تو همچو مهر و چو گردون بزیر تو مرکب

می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد

احوال تو چو رسم تو بی نقص و غایت است

اقبال تو چو عقل تو بی حد و منتها

چو چرخ از مهر و زر از مُهر و فرق از تاج و باغ از گل

چو جسم از روح و چشم از نور و مغز از عقل و شخص از سر

بزرگی و کرم از تو گرفت رونق و فر

چو تو کریم کدام و چو تو بزرگ کجا

همه اهل هری هستند خاص و عام و مرد و زن

ز تو مسرور و خرم دل تو را مأمور و خدمتگر

ایا چو دست تو دریا بزرگ و بابخشش

و یا چو رای تو گردون بلند و با پهنا

در تو حیرانم و آنکس که ندانست تو را

وندر آن کس که بدانست و طلب کار تو نیست

تعداد ابیات منتشر شده : 27693