سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

بس که بگرفتی بلاد و بس که بشکستی مصاف

بس که بربستی عدو و بس که بگشادی حصار

چو نهالیست روان و تو کشاورزی

چو جهانیست وجود و تو جهانبانی

بچشم و بموی و بسم و سرین گه

چو جزع و چو مشک و چو پولاد و مرمر

ملک تو باش ولایت تو بخش و ملک توگیر

هنر تو ورز و بزرگی تو جوی و نوش تو خور

تو را چو آب و چو آتش مطیع و منقادند

چو شد سپاهی دیگر بدار از آتش و آب

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

ایا میری که از گرز و سنان و تیغ پیکانت

بود پیوسته اندر بیشه و دریا و کوه و در

بهاران آمد و آورد باد و ابر نیسانی

چو طبع و خلق تو هر دو جهان شد خرم و بویا

بحر لطفی و ز اوصاف تو بر روی تو موج

گنج حسنی و بر اطراف تو از زلف تو مار

به بزم و رزم تو شاید که زاید و خیزد

ز خشم عفو تو سیل و غبار از آتش و آب

تعداد ابیات منتشر شده : 59300