سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

کسی کو زهر شیرین میخورد از جام زرینی

می تلخ از سفال من کجا گیرد به تریاقی

هم از فضیلت دور و هم از شرافت عور

هم از دقایق کور و هم از حقایق کر

پادشاهان خون کنند از مصلحت

لیک رحمتشان فزونست از عنت

چون همی دانست مؤمن از عدو

چون همی دانست می را از کدو

آدمست از خاک کی ماند به خاک

جنیست از نار بی هیچ اشتراک

ز خار زخمه زخم از خار رفته

ز کار آب آب از کار رفته

کار کن کار بگذر از گفتار

کاندرین راه کار دارد کار

تو به تاویلات می گشتی از آن

کور و گر کین هست از خواب گران

قوهٔ ماسکه و لامسه از کار افتاد

سمع از سامعه رفت و بصر از باصره شد

گر چه ما را کار دل محروم از دنیا کند

نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165