سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

که می گرداند این چرخ مرصع

که برمی آرد این دلو ملمع

که شب افروز چندین شب چراغ است

که ریحان کار این دیرینه باغ است

که داندش که نیارد حسد ز دانش خویش

که بیندش که نخواهدش چشم خویش نثار

که برد بار تو امروز که مسکینی

که ترا نان دهد امروز که بی نانی

بس که بگرفتی بلاد و بس که بشکستی مصاف

بس که بربستی عدو و بس که بگشادی حصار

که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند

که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد

گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟

تا باز که او را بکشد؟ آن که تو را کشت

آه این چه بلایی ست که را سوخت که را ساخت

در عهد که بنشست و ز پیمان که برخاست

آیم چو برت که مُدعا گویم

صد حیف که مدعا نمیــــمٰاند

چه گویم تا که کاری برنسازد

چه سازم تا که رنگی برنیارد

تعداد ابیات منتشر شده : 59300