سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام

مرغ نالانم که از گلزار دور افتاده ام

دل میل گنه دارد از آن روز که دید

کو را رسن از زلف و درخت از بالاست

گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

دور باد آفت دور فلک از جان و تنش

نزدیک ما گر آمدی بعد از فراق دیر و دور

از دور بنشستی و زود از پیش ما برخواستی

گر از درد سر من می شوی فرد

من از سر دور می مانم تو از درد

سوختم از دل غمخواره خویش

به که سازم پس ازین چاره خویش

از آن آتش که در جان و جگر داشت

نه از خویش و نه از عالم خبر داشت

به غیر از من نبودش همزبانی

نمی بودیم دور از هم زمانی

بر آن شد از سر نامردمی که یاران را

ز گرد خواجه کند دور از ایمن و ایسر

زینهارش ده ای پناه ملوک

کو همی خواهد از تو زنهاری



تعداد ابیات منتشر شده : 373712