سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

باز چون شب می شود آن گاو زفت

می شود لاغر که آوه رزق رفت

مدعی گاو نفس تست هین

خویشتن را خواجه کردست و مهین

مدعی گاو نفس آمد فصیح

صد هزاران حجت آرد ناصحیح

روزی بی رنج او موقوف چیست

آنک بکشد گاو را کاصل بدیست

دم گاو کشته بر مقتول زن

تا شود زنده همان دم در کفن

صاحب آن گاو رام آنگاه شد

کز دم داود او آگاه شد

گر تو صاحب گاو را خواهی زبون

چون خران سیخش کن آن سو ای حرون

دهد گاو پاکیزه کردار، شیر

بسازد از آن شیر دهقان ، پنیر

طعمه شیر مغز گاو آمد

که سر گاو جنگ شیر خورد

ز نعره برآوردن گاو دم

شده ز آسمان زهرهٔ گاو گم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165