سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

صد عمر به کار آید یک وعدهٔ او را

کس عمر ابد یک نفس اندر نپذیرد

یار چون شد عمر در تعجیل بهتر ای طبیب

رو ببند حیله پای عمر مستعجل مبند

نام تو بسی تربیت نام عمر داد

زان روی که عدل تو چو عدل عمر آمد

میری چه کند مرد که روزی به همه عمر

سودای بتی به که همه عمر امیری

آنکه افتد سر ما در گذر او همه روز

کاش! روی گذر او بسر ما افتد

گمان مبر که ز کوی تو بگذرد همه عمر

کسی که دید ترا همچو عمر برگذری

این جهان نیست با تو عمر دراز

مر تو را عمر خود دم و بند است

برخور ز جوانی و تمتُّع طلب از عمر

در یاب و مکن تکیه برین عمر مودّع

چنان که عمر گرامی به کس نمی ماند

تو نیز عمر عزیزی از آن نمی پایی

اگر به دست فنا بند عمر او بگسست

ز بند عمر تو کوتاه باد دست عَنا



تعداد ابیات منتشر شده : 251656