سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

گمان من بحقیقت چنین بود که یکیست

سخای او و طلب کرده های اسکندر

بودم میان خلق یکی مرد پارسا

قلّاش کرد نرگس جمّاش تو مرا

از غمزهٔ تو در دلم افتاد وسوسه

با وسوسه جگونه توان بود بارسا

از بس که کرد چشم تو نیرنگ و جادویی

برهیز من هَدَر شد و سوگند من هَبا

ای چون هوا لطیف چه داری همی عجب

گر هست سوی تو دل و شخص مرا هوی

شخص و دلم ز عشق تو ذره است و آتش است

باشد هوای ذره و آتش سوی هوا

پشتم دو تا نه از پی آن شد که عشق تو

باری برو نهاد زاندیشه و عنا

گم شد دلم ز دست و به خاک اندر اوفتاد

کردم ز بهر جستن او پشت را دو تا

گر آشناست با سر زلف تو دست من

شایدکه هست عشق تو با جانم آشنا

دادم هر آنچه داشتم اندر بهای تو

تا بهره ور شدم ز تو از مزد و از بها

تعداد ابیات منتشر شده : 112625