سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

قومی برآمدند به بی دادی از چِگِل

اندر عدد جو مورچه بی حد و انتها

گفتند تا زمان غنیمت غنی شوم

گر کار کار ما بُوَد و دست دستِ ما

نابرده یک گروه غنیمت سوی خُتَن

بردند صدگروه هزیمت سوی ختا

آن قوم را دِماغ ز بیداد بود پر

دلشان و دیده شان تهی از شرم و از حیا

چون کوه بود داد تو در رزم لاجرم

بیداد بازگشت بدان کوه چون صدا

شد بر زمین دل همه شان سُفتهٔ سِنان

چون آمد از سپهر به تو سفتهٔ سنا

چون مرغ بر هوا شده بودند کامکار

گشتند عاجز از قفس و دام و گردنا

سرهای خانیان شده گَردان به آب چشم

گفتی به آب چشم همی گردد آسیا

آلوده گشت گَردن گردان به خون دل

گفتی فرو ز دست به شنگرف توتیا

فرمان شاه شرق سر خصم را ز تن

چون گندنا زدود به تیغ چو گندنا



تعداد ابیات منتشر شده : 373712