سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

پر که از خاک و برخیزد ز خاک

حیف اگر در خاک میرد جان پاک

نعمت همه آن داند کز خاک بر آید

با خاک همان خاک نکو آید و درخور

گاه در خاک خرابات به جان باز نهاد

خاکیی را که ازین خاک شود خاک پرست

خاک خوران ز فلک خواری بینند چو خاک

خاک بر سر همه را هیچ مگو تا بینند

تو می خوری به مجلس بر خاک جرعه ریزی

من خاک خاک باشم کز جرعه یابم افسر

همانست گنج که دیدی چو خاک هر گنجی

که زیر خاک نهی، خاک بر سر آن گنج

گفته ای: از بهر پابوسم، هلالی، خاک شو

من خود اول خاک بودم، گشتم اکنون خاک تر

خاک خواهم شد به کویت، خاک بر فرق صبا

از سر کوی تو، گر خاک مرا بیرون برد

تا چه سرهای عزیزان به درت خاک شده ست

وه که آن خاک قدم خاک قدم نتوان گفت

خاک ناساید چو چرخ،ار خاک را گویی : برو

چرخ نشتابد چو خاک ، ار چرخ را گویی : بدار

تعداد ابیات منتشر شده : 510165