سیمین ساق، بانک شعر پارسی

به مجلسی که تو باشی ز بخل نگذاری

که رادمردی از آن صدر نیکویی یابد

بازی گری است این فلک گردان

امروز کرد تابعه تلقینم

بردار به دست لطف و بگشای

تیغش ز گلو و بند از پای

بی وجود او همه عالم عدم

بر وجود او همه عالم عَلَم

بی خبر بودم و از دور کمان مهرهٔ مهرت

ناگهان بر دلم افتاد و چو مرغان بتپیدم

بگردش سواران گودرزیان

میان اندرون اختر کاویان

باشد همه روزه گوش در گوش

با شوهر خویشتن هم آغوش

بیا، ای دبیر، ار نداری مداد

سیاهی برون آور از دیده ام

به رزم اژدهای سرافشان من ام

به بزم آفتاب درفشان من ام

بخت مطیع بوده و گشته مرا مقر

از من رمیده گشت و تبرا کند همی


  • جستجوی دریا در فایز
  • جستجوی ساق در همه ی آثار
  • جستجوی اهل فضل در سعدی
  • جستجوی که هستی را نمی بینم بقایی در سعدی
  • جستجوی زندگی در همه ی آثار
  • جستجوی راح در حافظ
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی درد در فردوسی
  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی چاره در مولوی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361602