گر کسی گوید ما صد همه سنجر نامیم

گویمش نی نی منک چو اوئلوالامر بخوان

تا بود راست حسابش چو حساب سنجر

چون که واوی که نه مقروست کنی زو نقصان

دگر تقی که ز یمن صلاح و تقوی او

نمانده در همه آفاق اسمی از آثام

دگر رضا که قضا پیرو ارادهٔ اوست

چنانکه حرف و تکلم مطیع جنبش کام

در لشکر زمانه بسی گشتم

پر گرد ازین شده است ریاحینم

در دو میدان یک یکی و دو یکی

نیک دریابش که گفتم نیککی

سپهدار با افسر و گرز و نای

بیامد ز بالای پرده سرای

ولیک آن مرد را این دست ازان بود

که بس نیکو و بس شیرین زبان بود

فتح را نیست بریده ز رکاب تو رکاب

بخت را نیست گسسته ز عنان تو عنان

دگرکلیم بحق موسی آنکه طور دلش

پر از تجلی انوار بد ز قرب مدام



تعداد ابیات منتشر شده : 361574