خویش را از علی گرفته قیاس

فرق ننهاده فربهی ز آماس

سروش خجسته سخن در گرفت

ز راز نهان پرده را بر گرفت

شد چو با عدل شهریار عدیل

خوش هوا هم چو سدرهٔ جبریل

مردمان را همج خطاب کند

جاهل و گول و کج حساب کند

شیخ پرسیدشان ز صورت حال

خواجه فرمود در جواب سؤال

مطرب و می چون به دست افتاد، شاهد گو مباش

کز فروغ مه، زمین و آسمان سیمین برست

وگر مردمی چون درون آمدی؟

که مردم ندیدت که چون آمدی؟

بزم چندین حسرت آنسوی قیامت چیده ایم

باید از شخص امل پرسید مقدار طمع

پرستنده صد پیش هر دختری

ز یاقوت بر هر سری افسری

از کمال خویش غافل نیست استعداد خلق

شور اقبال گدا می باشد ادبار طمع

تعداد ابیات منتشر شده : 508095