از مرد خرد بپرس، ازیرا

جز تو به جهان خردوران هند

به ناخن سنگ بر کندن ز کهسار

به از حاجت به نزد ناسزاوار

هر یکی بر نیتی تکبیر کرد

در نماز آمد بمسکینی و درد

که بگذر زود چون بادی بدشتی

که سوی خاک داری باز گشتی

چار هندو در یکی مسجد شدند

بهر طاعت راکع و ساجد شدند

از آنکه هست نشاط جهان ز رحمت حق

چو روز عید و شب قدر شد صباح و مساش

به سوی رَهِ راست باز آردش

ز مردم کرا دید ناز آردش

مراست نظمی چون آسمان و بل اعلی

مراست نثری چون بوستان و بل احسن

بر متّکایِ سدره از این چارچوبِ شخص

پنهان ز خویش رفته و پیدا نشسته ام

به آب اندر شدن غرفه چو ماهی

از آن به کز وزغ زنهار خواهی



تعداد ابیات منتشر شده : 251627