چو کژدم توئی مارخوئی کنی

که با اژدها جنگجوئی کنی

اینکه گفتم چو عاقلان بپذیر

ورنه از پیل و خر قیاسی گیر

ترا منصور کرد اینجا هدایت

به بخشیدت به کل عین سعادت

بعد ازین دلبر بی مهر به رغم دل ما

ازتعمد نکند سوی رقیبان آهنگ

پستی گزین که کف ز بلندی نمی رسد

صائب به رتبه صدف ته نشین در آب

وآنک قصد عورت تو می کند

صد هزاران خشم از تو می دمد

با قوی گو اگر بگویی راز

زانکه باشد قوی ضعیف آواز

از عمر برق سیر بود پیچ و تاب من

باشد به قدر سرعت رفتار، چین در آب

هر قطرهٔ خون برین رخ زرد

پندار که چشمه ایست از درد

قهر نادان نکند آبروی علم به گور

دست ظالم نزند شیشهٔ انصاف به سنگ

تعداد ابیات منتشر شده : 500884