سیمین ساق، بانک شعر پارسی

صدش هیربد بود با طوق زر

به آتش پرستی گره بر کمر

صدق جان دادن بود هین سابقوا

از نبی برخوان رجال صدقوا

صوفی دیگر میان صف حرب

اندر آمد بیست بار از بهر ضرب

صف دندانش از میان دو لب

می درخشید چون ستاره به شب

صوفیی آن صوفیی این اینت حیف

آن ز سوزن کشته این را طعمه سیف

صائب از آزادگی با درد بی درمان خوشم

ور نه دامان جهان از چاره جوی من پرست

صائب از افسردگی های خزان آسوده است

عندلیبی را که باغ دلگشا زیر پرست

صفت رخام دارد تن نرم نازنینت

دل سخت نیز با او نه کم از رخام داری

صاحب « بانک » می شدم چون شاه

نه همین بانک خشک در افواه

صفت او در آن صف ناورد

زن به آمویه به کند از مرد

تعداد ابیات منتشر شده : 509595