سیمین ساق، بانک شعر پارسی

صد چین و شکنج افکند نسیم

از رشک ، برابر وی مشک چین

صحبت با غیر اگر چه از بهر خداست

چون غیر بود در آن میان عین خطاست

صاحب هنری حلال زاده

هم خاسته و هم اوفتاده

صراف سخن به لفظ چون زر

در رشته چنین کشید گوهر

صدرا! چو هست و باد ترا دست بر حسود

وقتست اگر برآوری از جانشان دمار

صد ره و مخلص بود از چپ و راست

از قضا بسته شود کو اژدهاست

صد فلک انتظار می بالد

با که خود را دچار خواهم کرد

صبح سپید جامه کنون بفکند علم

در مسند سیاه تو چون شرع داد بار

صفر چندی گر از میان بردم

یک خود را هزار خواهم کرد

صدراز مهر تو دیریست تا مرا

دل گشته مستهام جان گشته مفتتن


  • جستجوی عشق در باباطاهر
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی عطار در عطار
  • جستجوی اهل فضل در سعدی
  • جستجوی بارگاه در همه ی آثار
  • جستجوی مرغ و ماهی از اوست در حافظ
  • جستجوی شراب در همه ی آثار
  • جستجوی نوشته در همه ی آثار
  • جستجوی ناگفته سخن در بیدل دهلوی
  • جستجوی شمع در صائب تبریزی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 380496