سیمین ساق، بانک شعر پارسی

طالب این مقام بود نبی

که به حق در اوان به طلبی

طواف خاک کویش آنقدر جهد طرب دارد

که رنگ و بوی گل در غنچه ها می بندد احرامش

طلب کن آنچه گم کردی حقیقت

ز قرآن باز بین آن در شریعت

طپانچه بر اعضای خود میزنی

تبر خیره بر پای خود میزنی

طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد

چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد

طلب کرد کاید ز دیوان دبیر

به کار آورد مشک را با حریر

طلبکاری دلا اینجا طلبکار

میان عاشقان صاحب اسرار

طبع را هم مسخر حق دید

جانش از تیرگی جهل رهید

طعنم چه زنی به سگ پرستی،

من نیز سگم ز روی هستی

طاوس بهشت است به صورت لیکن

ابلیس نهفته زیر پیراهن اوست

تعداد ابیات منتشر شده : 501619