سیمین ساق، بانک شعر پارسی

طفلی است شیرخواره بختش که در لب او

ناهید را به هر دم پستان تازه بینی

طرایف همیدون ز گیتی فزون

هم از خسروی دیبهٔ گونه گون

طائر عرشی ولیک در قفس تن

مانده ای چون هوای عشق نداری

طاس و مندیل و گل از التون بگیر

تابه گرمابه رویم ای ناگزیر

طبیبانم خطا کردند و عین درد شد درمان

دریغ آن رنجهای من! که چندین احتمی کردم

طوفان درم بر آسمان رفت

در شیر بها سخن به جان رفت

طاوس جانم از هوس منتهای وصل

بر شاخ سدره جلوه کنان بود صبح دم

طوق قمری سرو بستان را کمند وحدت است

نیست از زنجیر پروا مردم آزاد را

طوق منت، گردن فرمانبران را لایق است

ترک احسان است احسان مردم آزاد را

طوطی نقل شکر بودیم ما

مرغ مرگ اندیش گشتیم از شما



تعداد ابیات منتشر شده : 361561