سیمین ساق، بانک شعر پارسی

طاقت ماه پردگی شد طاق

زآتش اشتیاق و داغ فراق

طلایه فرستاد و کارآگهان

بدان تا نماند بدی در نهان

طایفه ای سماع را عیب کنند و عشق را

زمزمه ای بیار خوش تا بروند ناخوشان

طینت دانا و بیباکی خطاست

چشمهٔ آیینه را محو است جوش

طراقی که از مقرعه خاسته

برون رفته زین طاق آراسته

طوطیانی چو زاغ پیش تو در

تو فرو ریخته به تنگ شکر

طلایه بفرمود تا ده هزار

بود ترک بر گستوان ور سوار

طرفه گنجی درکف آوردی کنون بی هبچ رنج

چون نبردی رنج ، شاها کی شناسی قدرگنج

طی شود در یک نفس آغاز و انجام حیات

شعله جواله باشد گردش جام حیات

طالب این مقام بود نبی

که به حق در اوان به طلبی

تعداد ابیات منتشر شده : 503494