سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ظلم آری مدبری جف القلم

عدل آری بر خوری جف القلم

ظلم مالک، جور ارباب

زارع از غم گشته بی تاب

ظلم ظالم، جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ظن او آنکه از گمان رسته ست

همه در بار خود یقین بسته ست

ظلمت غم چو کند تیره جهان را صائب

روشنی بخش دل و جان فگارست شراب

ظلم کوته کندت دست دراز

هر شبی را بود از پی سحری

ظن نیکو بر بر اخوان صفا

گرچه آید ظاهرا زیشان جفا

ظاهر و باطن او شرّ و فساد

صفت و صورت او شیطانی

ظلم را چون سگان و دیو انگار

نجس و آبریز و آتش خوار

ظاهرا گر چه زنده اش خوانی

باطنا مرده است تا دانی

تعداد ابیات منتشر شده : 502039