سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ظاهر جام است و باطنش می

از روی وجود جام می می

ظاهرست آثار و میوهٔ رحمتش

لیک کی داند جز او ماهیتش

ظاهری را حجت ظاهر دهم

پیش دانا حجت عقلی برم

ظاهر نشدستی شرف گوهر آدم

گر نه شرف خسرو عالی هممستی

ظالم از ظلم طبیعت باز رست

مرد زندانی ز فکر حبس جست

ظاهرآرایان ز چشم شور ایمن نیستند

نیست از خورشید پروایی گل بی رنگ را

ظلال جود تو بر اهل عصر گستر دست

بر این شکسته دلان نیز طرفه نیست اگر

ظل جاهت از آن کشیده ترست

که کند دور روزگارش طی

ظالمان سر گشته چون چرخند تا سر گین جور

گاو جهل این خران انداخت بر گردون عدل

ظرف قناعت دل لبریز بی نیازی ست

هر جا که نعمتی بود کشکول این گدا برد



تعداد ابیات منتشر شده : 380496