سیمین ساق، بانک شعر پارسی

غیر آنچ بود مر یعقوب را

بود از یوسف غذا آن خوب را

غلام و پرستنده و چارپای

نماندی بد و نیک چیزی به جای

غنچه هشیارست و بلبل مست، گویا از حجاب

جام خود را در گریبان غنچه مستور ریخت

غیر این عقل تو حق را عقلهاست

که بدان تدبیر اسباب سماست

غیر این معقولها معقولها

یابی اندر عشق با فر و بها

غبار زمین بر هوا راه بست

عنان سلامت برون شد ز دست

غیرتم آید که پیشت بیستند

بر تو می خندند عاشق نیستند

غرور اندیشه ای تا کی خیال بندگی پختن

تو در جیب آدمی داری که پرورده ست شیطانش

غوطه در خون می زند چون یاد گلشن می کند

تا دل صائب حضور گوشه گلخن شناخت

غنیمت است دو روزی حضور پیکر خاکی

جز این لباس چه پوشیم اگر ز بر فکنیمش

تعداد ابیات منتشر شده : 503494