سیمین ساق، بانک شعر پارسی

همان زمان به لب تشنه ای پیاله رساند

گرفت هر چه ز خم چون سحاب شیشه ما

همیدون فرستاد بر سوی کوه

درفشی و سیصد ز گردان گروه

هرکه تدبیر رای بد نکند

ستد و داد بی خرد نکند

هست گربهٔ روزه دار اندر صیام

خفته کرده خویش بهر صید خام

هست رشحی دگر ازین منبع

کنت سمعا له فبی یسمع

هست صیاد ار کند دانه نثار

نه ز رحم و جود بل بهر شکار

هرکجا رخ نهادی ای عاقل

تو به آیی چو بد نداری دل

هر کسی کوشد به مالی یا فسون

چیست دارم گوهری در اندرون

هدیه ها و ارمغان و پیش کش

شد گواه آنک هستم با تو خوش

همه کار تو باد با عقلا

دور بادی ز صحبت جهلا

تعداد ابیات منتشر شده : 466260