سیمین ساق، بانک شعر پارسی

همی گفت هر کس که اینت فسوس

که او رفت با لشکر و بوق وکوس

هر چه گفتیم جز حکایت دوست

در همه عمر از آن پشیمانیم

هر گلی نو که در جهان آید

ما به عشقش هزاردستانیم

همه دشت خیمه ست و پرده سرای

ز دشمن سواری نبینم بجای

همان شیشه می که داری به چنگ

نگهدار و مستیز با خاره سنگ

همه روی کشور به بی راه و راه

سراپرده و خیمه بد بی سپاه

همه دردی کشان ولی بی ظرف

همه مقری ولی نه صوت و نه حرف

هر گدایی که بینی از کم کم

پادشاهیست با خیول و علم

هم رنج تن و هم اندهٔ یار

یک جان بدو زخم گه گرفتار

همه روی ایران چو دریا کنیم

ز خورشید تابان ثریا کنیم

  • جستجوی مادر در همه ی آثار
  • جستجوی مهر ماه در همه ی آثار
  • جستجوی معنی شعر مرغ سحر در سعدی
  • جستجوی صبا در سعدی
  • جستجوی وصف در سعدی
  • جستجوی روزگار در فردوسی
  • جستجوی دامن در همه ی آثار
  • جستجوی زر در همه ی آثار
  • جستجوی فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب در همه ی آثار
  • جستجوی ماه در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 502039