در مبارک دست تو شمشیر گوهردار تو

سدّ اسکندر بود زیرا که اسکندر تویی

چون کمان گیری سحاب صاعقه پیکان تویی

چون کمربندی سپهر مشتری پیکر تویی

ای جهانداری که خورشید فلک موکب تویی

وی شهنشاهی که جمشید ظَفرْ خنجر تویی

عاجزست از قدر و مقدار تو وهم آدمی

تا میان عالم اندر عالم دیگر تویی

هفت کشور را تویی سلطان ولیکن روز فتح

در میان هفت کشور هفتصد کشور تویی

آنکه گرد از قیصر رومی برانگیزد به تیغ

وانکه بنشاند به روم اندر یکی لشکر تویی

از چلیپا و بت و بتگر نگوید کس به روم

تا که قهار چلیبا و بت و بتگر تویی

وانکه او از حوزهٔ اسلام بر دارد ستم

وانکه او جِزیَت نهد برگردن قیصر تویی

آنکه او در نصرت دین هدی بندد کمر

وانکه او بر عالم از نعمت گشاید در تویی

گرچه حاضر نیست حیدر در عرب با ذوالفقار

در عجم با تیغ هندی نایبِ حیدر تویی

تعداد ابیات منتشر شده : 510165