سیمین ساق، بانک شعر پارسی

تو نه ای همچو سیر در یک پوست

برگ تو چون پیاز تو بر توست

تا چو تیر از سینه چرخ مقوس بگذری

چون الف از راستی در کف عصا می بایدت

تازه رویان غوطه در دریای رحمت می زنند

خلق کن با خلق، اگر لطف خدا می بایدت

ترامنزل چو درخاکست ای دل

درون خاک خواهی بود واصل

ترا مرگی حقیقت گور باشد

از اول گر نه چشمت کور باشد

تا چون به سوی شما کنیم راه

مؤمن چو شما روم الی الله

ترا چون کردم اینجا واصل یار

تو ماندستی حقیقت واصل یار

تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم

شکر خیالت هنوز می نتوان توختن

تا به شه عبدالعظیمش راند دژخیم قضا

وز قضا گشت اندر آنجا کشته تیر رضا

ترا چون آن مه خوبان عالم

حقیقت رازها گفته دمادم

تعداد ابیات منتشر شده : 503449