سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ذره ای مهر بی نشان خودی

هرکجا باشی آفتاب فروش

ذره ای گر جهد تو افزون بود

در ترازوی خدا موزون بود

ذره ای گر در تو افزونی ادب

باشد از یارت بداند فضل رب

ذکر تو از زبان من فکر تو از جنان من

چون برود که رفته ای در رگ و در مفاصلم

ذکر آن قصه کهن به تمام

که بر او نار گشت برد و سلام

ذات خورشید بر فلک طالع

تو به عکسی چرا شدی قانع

ذره بود او ز نور هستی حق

ذره در نور بود مستغرق

ذره پیوست به خورشید و تو از همت پست

در ته دامن افلاک، چو پایی در خواب

ذکر کوکب را چنین تاویل گفت

آن کسی که گوهر تاویل سفت

ذات با هر صفت شود پیدا

عاشق از عشق آن بود شیدا

تعداد ابیات منتشر شده : 503449