سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ذات او دارد کمالی خود به خود

زو کمالت باشد ار داری به خود

ذره ذره گر شود مفتاحها

این گشایش نیست جز از کبریا

ذات او در اسم پیدا آمده

اسم در اعیان هویدا آمده

ذوق جمعیت که بود و اتفاق

شد ز فال زشتتان صد افتراق

ذره حالم نمی گردد ز حال ذره ای

کافتاب عالم آرا بازگیرد نور ازو

ذره و خورشید از او دارند نور

ور نمی بینی چنین ای کور ، دور

ذکر آن پسته و بادام مکرر نکنم

شکرش قوت روان بود و گلش حظ نظر

ذوق طراوت ازگل آغوش غنچگی برد

زخمی که آب دزدد غیر از گزک ندارد

ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را

امتحان واجب نیامد سفتن الماس را

ذکر و دعای خوب بمردم هراینه

به زانکه خکم مملکت بحرو برکند



تعداد ابیات منتشر شده : 361588