ذوالجناح عشقش اندر زیر ران

در روش، گامی بدل گامی بجان

ذرها خورشید گردند ار در ایشان بنگرد

آفتاب آسمان حسن، یعنی روی تو

ذوق شهرت دارم اما از نگونیهای بخت

در نگین نامم هبوطی بی صعود آورده است

ذوق عاقل مجو تو از عاقل

روی چون گل به نوک خار مخار

ذره ذره هر چه آید در نظر

آفتابی می نماید بی غبار

ذکر جسمانه خیال ناقصست

وصف شاهانه از آنها خالصست

ذوق اگر داری در آ در میکده

عشق می بازی دمی با ما بر آر

ذره ها را کی تواند کس شمرد

خاصه آن کو عشق از وی عقل برد

ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل

روی گل را چند می خاری به خار

ذات تو قائم به یزدان ، ذات ما قائم به تو است

جلوهٔ ذاتند عقل و نفس و جسم و جان تو را



تعداد ابیات منتشر شده : 206526