سیمین ساق، بانک شعر پارسی

زان ره که گذشت، بی جمالت

همره نشدش، مگر خیالت

ز دور آسمان گر سعد و نحسی در گمان داری

اثر وا می کند از کیفیت برجیس و بهرامش

زانکه از روی حقد و پر کینی

راه چون پشت آینهٔ چینی

ز قرآنی خبردار و ز معنی

ز دنیائی خبردار و زعقبی

ز جوش سواران هر کشوری

ز هر مرز و هر بوم و هر مهتری

زآه شرربار این قفس را

برشکن و زیر و زبر کن

زان غم زده کاین ترانه رانی،

ما را خبری ده، ار توانی

ز یکی بازدان او را تو درخویش

حجابت صورتست اینجای در پیش

زین نو غزلی که کردی آغاز

نو گشت مرا غم کهن باز

زاو تا تو رهی بسیار خود نیست

دوئی بینی وگرنه ذات یکی است

تعداد ابیات منتشر شده : 501619