سیمین ساق، بانک شعر پارسی

ز سنگ آستانش چون لبم بوسیدنی خواهد

رقیب او ز بی سنگی به رویم سنگ دربندد

زهی قصیده که معنی آن زلفظ متین

بسان نور تجلّیت درکه سینا

ز بس رامش و نالهٔ کرنای

تو گفتی بجنبد همی دل ز جای

ز بانگ او سپه در جست از جای

نمیدانست یک پر دل سر از پای

ز دیدار باشد هوا خاستن

ز چشمست دیدن، ز دل خواستن

ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من

فرو ریزم او را به برگ گیاهی

ز چنگ زلفش ار ناگه فغانی برکشم چون دف

به چین زلف دام او مرا چون چنگ دربندد

زحجت پند بشنو کاگه است او

ز رسم چرخ دوار ستمگار

زایران را سرای او حرمست

مسند او منا و صدر صفا

ز سلطان کنم آرزوی نگاهی

مسلمانم از گل نسازم الهی



تعداد ابیات منتشر شده : 292227